میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان یزد
خوش آمدید،
مهمان
- لطفا برای ثبت نام
اینجا
و یا برای ورود
اینجا
را کلیک کنید.
یک ساعت
یک روز
یک هفته
یک ماه
برای همیشه
لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
اخبار
:
به علت تغييراتي در انجمن ، تا اطلاع ثانوي ، ثبت نام کاربر جديد غيرفعال مي گردد
فهرست
راهنمايي
ورود
عضويت
میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان یزد
>
تالارهای تخصصی انجمن
>
صنایع دستی
>
// مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
صفحه: [
1
]
پایین
« قبلی
بعدی »
چاپ صفحه
نويسنده
موضوع: // مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي // (دفعات بازدید: 10526 بار)
0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
مسئول سيستم
مدیر سایت
کاربر فعال
امتیاز: 0
آفلاین
جنسيت :
تعداد ارسال: 177
// مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
«
:
2009-03-19, 14:11:17 »
تصاوير ، فيلم و ... در حال تکميل شدن مي باشد و به زودي افزوده خواهد شد ...
فهرست مطالب :
- مقدمه
- آشنایی با اهداف کلی وشرح وظايف معاونت صنايع دستي استان يزد
- جدول رشته هاي صنايع دستي فعال و نيمه فعال بومي در سطح استان يزد
- جدول رشته هاي صنايع دستي بومي منسوخ شده در سطح استان يزد
- جدول رشته هاي رایج و فعال صنايع دستي در سطح استان يزد
- تعاريف رشته هاي بومي فعال و نيمه فعال صنايع دستي استان يزد
1. نگاهی برنساجی سنتی استان یزد
2. جدول منسوجات بومی منسوخ شده استان یزد
3. زری بافی
4. مخمل بافی
5. پرده بافی
6. رویه لحاف
7. شمدبافی
8. چادر شب بافی
9. بافت دستمال یزدی
10. بقچه ،لنگ ،کیسه حمام
11. قناویز بافی
12. احرامي بافي
13. ترمه بافي
14. دندانی
15. دارايي بافي
16. سفره بافی
17. شالبافی
18. پتو بافی
19. پلاس بافی
20. ارمک بافی
21. کرباس بافی
22. زيورآلات سنتي
23. حصيربافي
24. زيلوبافي
25. حوله بافی
26. پادري بافي
27. كاربافي
28. چيلانگري
29. گیوه بافی
30. گره چيني چوب
31. چاقو سازي
32. كاشي سازي هفت رنگ
33. كاشي سازي معرق
34. سفال و سراميك
35. خورجين بافي
36. پلاس بافي
37. قندچين سازي
- منابع و مأخذ
«
آخرين ويرايش: 2009-03-25, 06:21:08 توسط مسئول سيستم
»
خارج شده است
مسئول سيستم
مدیر سایت
کاربر فعال
امتیاز: 0
آفلاین
جنسيت :
تعداد ارسال: 177
پاسخ : // مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
«
پاسخ #1 :
2009-03-19, 14:13:17 »
• مقدمه :
رسالت در زمينه آگاه سازي افكار عمومي و سايرين نسبت به صنايع دستي استان و شفاف سازي پيرامون نوع كاربردهاي آن در زندگي گذشته و كنوني و پيرو خواسته هاي به حق ارباب رجوعان و ... باعث مي گردد در نيل به اين اهداف مطالب به صورت مطلوب و با كيفيت بالا جهت بهره برداري شما عزيزان ارائه شود .
در اين راستا ، مجموعه موزه مجازي صنايع دستي استان يزد نيز به همين منظور تهيه و تدوين شده است ، باشد كه بتواند ما را به يكي از اهداف و رسالت هاي سازمان كه همانا ارتقاء و آشناسازي افكار عموم با جايگاه وقابليت ها وارزش هاي مادي ومعنوي صنايع دست ساز و فرهنگ ساز است ياري كند.
• آشنايي با اهداف کلی و شرح وظایف معاونت صنايع دستي :
به طور کلی معاونت صنایع دستی به سه حوزه تقسیم می گردد:
1. حوزه تولید و بازرگانی
2. حوزه حفظ و احیاء
3. حوزه توسعه و ترویج
که اهداف کلی معاونت صنایع دستی در این سه حوزه مورد پیگیری می باشد که بدین شرح است:
- سياستگذاري و برنامه ريزي مناسب براي ارتقاء كيفي و افزايش كمي صنايع دستي و ايجاد هماهنگي ميان دستگاهها و مراكز مختلف دولتي و عمومي ، به منظور تخصيص بهينه اعتبارات و منابع ملي .
- انجام هرگونه عمليات ، خدمات و طرحهاي عمراني لازم ، به منظور احياء ،حفظ و ترويج و به طور كلي توسعه كمي و بهبود كيفي صنايع دستي و صنايع دستي مستظرفه استان ، اعم از شهري و روستايي .
- جمع آوري آمار و اطلاعات و انجام تحقيقات و بررسيهاي مستمر در صنايع دستي ايران در ارتباط با تحولات كلي در اقتصاد كشور ، شيوه ها و ابزارهاي نوين دستي اين صنعت در زندگي مردم .
- آموزش فني و تربيت نيروي انساني و همچنين طراحي و ترويج روشهاي پيشرفته توليد با حفظ اصالت هاي بومي و سنتي ، ويژگي طرحهاي صنايع دستي مناطق مختلف استان و ابزارهاي نوين.
- ساماندهي بازار صنايع دستي استان ،از طريق هدايت و حمايت در امر سرمايه گذاري ، توليد ، بازاريابي و صادرات فرآورده هاي سنتي .
- كوشش در معرفي ، ترويج و حفظ صنايع دستي اصيل ايراني از طريق ايجاد نمايشگاه هاي اختصاصي و حضور در نمايشگاه هاي داخلي و خارجي و بهره گيري از كليه امكانات سمعي و بصري، انتشاراتي و مطبوعاتي و... در اين زمينه .
- فراهم نمودن زمينه تشكيل يا مشاركت و توسعه بخش تعاوني و بخش خصوصي صنايع دستي با اعطاء كمك هاي فني مالي و اعتباري .
- همكاري با سازمان هاي بين المللي صنايع دستي از طريق عضويت در آنها ، شركت در جلسات و سيمنارها ، برگزاري كنفرانس ها و اقدام به تشكيل اين گونه مجامع در ايران و همكاري هاي علمي با مؤسسات و مراكز ذيربط داخلي و خارجي .
خارج شده است
مسئول سيستم
مدیر سایت
کاربر فعال
امتیاز: 0
آفلاین
جنسيت :
تعداد ارسال: 177
پاسخ : // مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
«
پاسخ #2 :
2009-03-19, 14:24:36 »
• جدول رشته های صنايع دستي استان يزد :
1. رشته هاي بومي فعال و نيمه فعال صنايع دستي استان يزد :
ردیف نام رشته ملاحظات
1. احرامي بافي فعال
2. دارايي بافي فعال
3. زيورآلات سنتي فعال
4. ترمه بافي منسوخ
5. حصيربافي فعال
6. پادري بافي فعال
7. زيلو بافي فعال
8. كار بافي نيمه فعال
9. چيلانگر نيمه فعال
10. گيوه بافي نيمه فعال
11. گره چيني چوب فعال
12. چاقو سازي نيمه فعال
13. كاشي سازي هفت رنگ فعال
14. كاشي سازي معرق فعال
15. سفال و سراميك فعال
16. خورجين بافي نيمه فعال
17. پلاس بافي نيمه فعال
18. قندچين سازي نيمه فعال
2. رشته هاي بومي منسوخ شده صنايع دستي استان يزد :
ردیف نام رشته
1. قپان سازي
2. زري بافي
3. كارت بافي
4. مخمل بافي
5. ترمه بافي
6. موتابي
7. حوله بافي
8. زنجير بافي
9. دنداني
10. كيسه حمام
11. كرباس بافي
12. قناويز بافي
13. بقچه بافي
14. سفره بافي
15. پتو بافي
16. ارمك بافي
17. جيم بافي
18. پرده بافي
19. بافت رويه لحاف
20. بافت روتختي (روتختي منگوله دار)
21. كرباس بافي
22. شمدبافي
23. لنگ
3- رشته هاي رايج و فعال در سطح استان يزد :
رديف نام رشته رديف نام رشته
1. احرامي بافي 16. نقاشي روي لعابي
2. قلمزني روي مس 17. نقاشي زير لعابي
3. منبت چوب 18. نقاشي روي سفال
4. معرق چوب 19. نقاشي روي مخمل
5. تذهيب 20. نقاشي روي شيشه
6. چهل تكه دوزي 21. مينياتور (نگارگري)
7. دارايي بافي 22. گليم بافي
8. سراميك سازي 23. گليم شريكي پيچ
9. سفالگري 24. قلاب دوزي
10. طراحي سنتي 25. گليم نقش برجسته
11. تراش روي شيشه 26. گليم بافي ساده
12. جاجيم بافي 27. پته دوزي
13. سرمه دوزي 28. سوزن دوزي
14. زيورآلات محلي 29. تشعير
15. كاشي سازي معرق 30. حكاكي روي مس
16. طراحي روي سفال 31. قلاب بافي
17. منجوق دوزي 32. مشبك چوب
18. سفالگري 33. حصيربافي
19. كاشي سازي هفت رنگ 34. پادري بافي
20. زيلو بافي 35. تراش سنگهاي نيمه قيمتي
21. معرق شيشه (همجوشي شيشه)36. حوله بافي (كاربافي)
22. گليم بافي ورني 37. چاپ باتيك
«
آخرين ويرايش: 2009-03-19, 14:28:11 توسط مسئول سيستم
»
خارج شده است
مسئول سيستم
مدیر سایت
کاربر فعال
امتیاز: 0
آفلاین
جنسيت :
تعداد ارسال: 177
پاسخ : // مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
«
پاسخ #3 :
2009-03-21, 11:02:21 »
- تعاریف رشته های بومی فعال و نیمه فعال صنایع دستی در سطح استان یزد:
1. نگاهی بر نساجی سنتی استان یزد:
- مقدمهاي برنساجي سنتي:
كارگاههاي مختصر و نمور و و نيمه تاريك، زحمتكشترين كارگران را به درون كشيده است ، دراین كارگاهها ، كارگران پير و جوان با وسايل بسيار ساده و ابتدايي پاي دستگاههاي سنتي جهت احياء ميراث نياكان خود به بافندگي فرآوردههاي دستي مشغولند. بافتههاي آنها اگرچه ساده به نظر ميرسد ، اماتلاشي های ستودني آنها در كارهاي مقدسشان و در نقشها نمايان است. كارگران دستباف جزء محرومترين كارگران هستند كه درشرايط ناهنجار محيط كار، تلاش ما فوق تصور ،دارند.
صنعت نساجي به عنوان يك صنعت اصيل و سنتي است كه سابقهاي بس طولاني در استان يزد دارد. اين صنعت در اين منطقه علاوه بر تاريخچه طولاني پيشرفت و ترقي بسيار شايان توجهي نموده و به يقين ميتوان ادعا نمود ميزان رشد وتوسعه آن چشمگير بوده است.
اولين مبحثي كه در زمينه صنايع دستي استان مورد بررسي و توجه قرار ميگيرد همين هنر صنعت منسوجات يزدي است.
_ چگونگي وضعیت كارگاههاي نساجي:
صنعت نساجي به عنوان يك صنعت اصيل و سنتي است كه سابقه بس طولاني در استان يزد دارد . اين صنعت در اين منطقه علاوه بر تاريخچه طولاني،پيشرفت و ترقي بسيار شايان توجهي نموده و به يقين ميتوان ادعا نمود ميزان رشد و توسعه آن چشمگير بوده است. يكي از علل اين پيشرفت در اين منطقه را می توان وجود راه ابريشم كه يكي از رگهاي اصلي اقتصادي مملكت بوده است، دانست.
بنابراين راه ترقي اين صنعت و علاقمند شدن افراد به آنرا همين عامل بايد به حساب آورد.
اين فكر ازابتدا به صورتي بسيار ساده و با تهيه دستگاههاي خيلي مختصر انجام پذيرفت دستگاههاي بافندگي اوليه را اكثرا زنها به عنوان تنوع شغلي خانه داري اعمال مينمودند. بر اثر رونق روزافزون به تدريج بعد اقتصادي آن مورد توجه قرار گرفت و جاذب نه تنها زنان خانواده، بلكه مردان واقع شد و به همين واسطه فكر تكميل نمودن دستگاه در اذعان عمومي به وجود آمد.
الف) كارگاههاي بافندگي كوچك:
اين كارگاهها كه مرحلهاي بعد از بافندگي دستي است، توسط مردان به مرحله اجراء در ميآيد. در محلات قديمينشين يزد از قديم الايام صداي چرخش دستگاههاي نساجي كه مردم يزد آنرا شعربافي مينامند طنينانداز بوده، امروز هم هنوز قطع نشد ه است. اين دستگاهها كه نسبت به دستگاههاي اوليه تكميلتر شده به دستگاههاي ماكوپران معرف است و امروزه جاي خود را به دستگاههايي داده است كه به وسيله برق كار ميكند.
اين صنعت تا قبل از پيروزي انقلاب در زمره صنوفي نبوده اندكه اقتصاد آنها مورد توجه دولت باشد. صنعتگران این هنر - صنعت مواد اوليه خود را از بازار تهيه نموده و كار توليد خود را به هر ميزان و هركيفيت كه مايل بودهاند ادامه ميدادند که بعدا" تحت پوشش شركت تعاوني به عنوان " واحدهاي بافندگي" مشغول به فعاليت هستند. مواد اوليه دستگاههاي نساجي در سابق به علت عدم گسترش جمعيت از محل به وسيله كشت پنبه و يا پشم گوسفند و كرك شتر در محل تهيه مي شد. ولي بر اثر پيشرفت تكنيك و گسترش جمعيت و پيدايش الياف مصنوعي كه آن هم يكي از واردات مملكت است مواد اولیه مصرفی تغییر کرده، اين طبقه نساجي شعربافی ساليانه حدود 53 ميليون متر انواع پارچه هاي نخي از قبيل متقال نخي،متقال سفيد، جيم مشكي، پارچههاي پيراهني و پيژامه و توليد چادر شب،دستمالهاي نخي و ابريشمي و روكش از جمله ديگر توليدات اين شعربافيها ميباشد.
ب)پراكندگي كارگاههاي شعربافي:
چگونگي استقرا اينگونه كارگاهها،يكي از اساسيترين و مهمترين تزاحم شهروندان يزد محسوب مي گردد. زيرا در محلات قديمي به خصوص سمت شمال شهرو در هر گوشه صداي دستگاه بافندگي به گوش مي رسد.
اين كارگاهها را مي توان به دو گونه تقسيم نمود.
1) كارگاههاي بافندگي بيرون از منزل كه جنبه توليدي غير خانگي دارد.
2) كارگاههاي بافندگي داخل منازل كه جنبه توليدي خانگي دارد.
د) دستگاههاي بافندگي:
مختصات دستگاه بافندگي دستي:
دستگاههاي سنتي عموما چوبي و اندازههاي آن براي بافت منسوجات مختلف ،متفاوت است. هر چه عرض دستگاه بيشتر باشد به همان نسبت عرض پارچه توليدي آن زيادترخواهد بود . عرض دستگاههاي سنتي با يكديگر متفاوت و معمولا از 150 تا 250 سانتيمتر متغير مي باشد.
هر دستگاه شامل قسمتهاي زير ميباشد
1- پدال 2- نورد 3- شانه 4- وردها
5- ميل ميلكها 6- ماسوره دان 7- ساز 8- جعبه ماسوره
9- تارها 10- قلبك 11- عمامه 12- كيسه شن يا خاك
13- ماكو 14- گرت 15- متید 16- دفتین یا دفر
1- پدال يا به اصطلاح بافندگان يزد «پوشال»:
تختهاي است كه با زنجير يا نخ به وردها متصل شده و با فشار پاي بافنده وردها را به بالا و پايين برده و دهانه كار را ايجاد مي نمايد.
2- نورد:
وسيلهاي است استوانه يي شكل كه در قسمت تحتاني دستگاه بافندگي قرار داشته و پارچهي بافته شده بدور آن پيچيده ميشود.
3- شانه:
هر دستگاه مجهز به شانهايي است دندانه وار كه طول آن اندكي بيش از عرض پارچه و كارش كنترل و يكنواخت نمودن عرض پارچه و استحكام بخشيدن به درگيريهاي تار و پود است. نمره هاي شانه بستگي به تراكم نخهاي تار در پارچه داشته و معمولا هر بافنده شانه هاي متعددي با نمرات مختلف در اختيار دارد. شانهها ، نئي و فلزي است . ولي امروزه از شانه هاي فلزي با استانداردهاي مشخص استفاده مي شود.
4- وردها:
وردها قسمت مهمي از دستگاه بافندگي را تشكيل ميدهد و كارش طبقهبندي كردن تارها است و در ايجاد دهانه كار و نقش طرح سهم عمدهاي دارند. تعداد وردهاي هر دستگاه بر حسب توليد و عرض آن متغير است. دستگاههاي بافندگي رايج عموما 2 وردي يا 4 وردي است.
5- ميل ميلكها:
قسمتهاي فلزي باريك و ميلهئي شكل هستند كه دروسط آنها سوراخي تعبيه شده و به تعداد لازم به صورت عمودي در داخل ورد قرار ميگيرد سوراخ ميان ميلكها جهت عبور نخ هاي تار به كار مي رود وبه نسبت طرح پارچه معمولا از هر سوراخ يك نخ عبور نموده و يا از روزنه هاي خاص نخ عبورداده مي شود.
6- ساز:
ابزاري است چوبي و قرقره مانند كه ميلهاي به آن متصل و براي سهولت بافندگي نخ از شيار آن عبور مي كند.
7- ماكو:
وسيلهاي است که ماسوره در داخل آن قرار گرفته و در عرض دستگاه به صورت رفت و برگشت از ميان دهانه تارها حركت نموده و باعث قرار دادن پود به داخل تارها ميشود.
8-متيد:
وسيلهاي است گيره مانند كه طول آن معادل عرض پارچه که به دو سرآن سوزن تعبيه شده و به دو لبه پارچه فرو رفته وعرض آن را ثابت نگه ميدارد.
9- دفتين يا دفر:
وسيلهاي است كه شانه بافندگي در داخل آن قرار گرفته و به وسيله آن به قسمتهاي لبه پارچه ضربه زده تا درگيرهاي تار و پود آن محكم و ثابت شود.
10- ورت يا گرت:
ابزاري است كه از مخلوط شدن تارها جلوگيري و تارها را به شانه هدايت مي كند.
«
آخرين ويرايش: 2009-03-21, 11:04:16 توسط مسئول سيستم
»
خارج شده است
مسئول سيستم
مدیر سایت
کاربر فعال
امتیاز: 0
آفلاین
جنسيت :
تعداد ارسال: 177
پاسخ : // مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
«
پاسخ #4 :
2009-03-23, 10:58:08 »
2- جدول منسوجات بومی منسوخ شده استان یزد:
- بسياري از پارچههاو منسوجات استان منسوخ شده است. كه رشتههاي بومي و منسوخ شده منسوجات يزدي به شرح زير مي باشد:
رديف رشته بومي منسوخ شده (منسوجات)
1 زري بافي
2 كارت بافي
3 مخمل بافي
4 ترمه بافي
5 حوله بافي
6 دنداني
7 كيسه حمام
8 كرباس بافي
9 قناويز بافي
10 بقچه بافي
1 - زری بافی:
زري بافي يكي از هنرهاي قديمي ايران است و نمونه هاي پارچه ابريشمي زری كه از دوره ساسانيان به جا مانده، روشنگر اين موضوع مي باشد. استفاده از نخ زري در بافت پارچه از زمانهاي دور رايج بوده است. در زند اوستا از قاليچههايي كه با نخ طلا بافته شده و همچنين از لباسهاي زر بفت داريوش سوم كه داراي جلوهاي خاص بوده ياد شده است. بر اساس برخي منابع چيني مربوط به قرن ششم بعد از ميلاد نمونههايي از زري بافي ايران براي امپراتوري وو( wu ) فرستاده شده و در گزارشهاي مسافرين چيني به اين موضوع اشاره شده است . در گذشته تهيه پارچههاي پشمي وزربفت درشوش، شوشتر، جندي شاپور و خراسان رايج بوده است.
_ وضعيت زري بافي در گذشته:
زري نفيسترين و افسانهترين منسوج ايراني كه در روزگار رونق و رواج خود، شهرتي عالمگير داشته و هم اكنون نمونههايي از آن زينت بخش موزهها و ساير و مراکز هنري ايران و دیگر كشورهاي جهان است. داراي سابقهاي طولاني از لحاظ بافت و توليد مي باشد. هر چند كه در تاريخ نساجي ايران زمان پيدايش زري ناپيداست، ولي به طور اجمال از تاريخ و كتب قديمه چنين استنباط ميشود كه نخست در زمان هخامنشيان و سپس درزمان ساسانيان بافتن پردهها و پارچههاي زري رواج داشته و براي تزيين كاخهاي سلاطين و كليساهاي جهان به كار می رفته است. ضمن آنكه "هرودوت" و "اوستا" چيزي شبيه به زري راوصف كردهاند.
مراكز عمده زري بافي ايران در گذشته يعني اصفهان ،ابيانه يزد و كاشان، همواره مركز تجمع هنرمندان و طراحان و اساتيد اين رشته از هنر _ صنعت كشورمان بوده و از مراكز فوق الذكر همواره بهترين وارزندهترين پارچههاي زري توليد و به ديگر نقاط جهان صادر ميشده است.
- مواداوليه در زري بافي:
عمدهترين ماده اوليه مورد مصرف در زري بافي، ابريشم طبيعي است كه براي بافت زمينه ابريشم ساده و براي بافت نقوش از نخ ابريشمي با رو پوش طلا يا نقره استفاده به عمل مي آيد كه نخ نوع دوم يعني روپوش دار در داخل كشور توليد نميگردد و از خارج تامين مي شود.
رنگرزي نخهاي ابريشمي نيز در گذشته تماما با استفاده از رنگهاي طبيعي صورت ميگرفته و امروز نيز اكثرا" رنگهاي طبيعي ،تشكيل مي دهد و از رنگهاي شيميايي به ميزاني بسيار محدود و در مواردي خاص استفاده مي شود و بايد گفت كه يكي از ويژگيهاي چشمگير انواع منسوجات ايراني در روزگاران گذشته از جمله پارچه زري، در استفاده از رنگهاي طبيعي در رنگريزي نخهاي مصرفي آن بوده است. اميد آنكه زري اين پارچه ظريف و زيبا با ويژگيهاي خاص و هنرمندانهاش بيش از بيش مورد توجه قرار بگيرد و مجددا" احیاء شده و از هنرمندان و اساتيد آن خاص بعمل آید.
- چگونگي توليد پارچه زري:
توليد زري به دو صورت انجام ميگيرد:
1- با استفاده از دستگاههاي سنتي
2- با استفاده از دستگاه ژاكارد
1- دستگاههاي سنتي:
زري بافي كه نزد اهل فن به دستگاههاي «دستوري» شهرت دارد از شكل ظاهري تا حدودي شبيه ساير دستگاههاي نساجي سنتي ميباشد، و كار توليد توسط دو نفر صنعتگر يعني يك نفر بافنده و يك نفر «گوشواره كش » (همانند دستگاههاي سنتي ترمهبافي) صورت ميپذيرد و در واقع مي توان گفت پارچه زري حاصل هماهنگي و همكاري و هنر، بافنده و گوشواره كش ميباشد.
2-استفاده از دستگاه ژاكارد:
براي توليد زري داراي سابقهاي چندان طولاني نيست و دستگاه ژاكارد به خاطر افزايش سرعت در توليد پارچه زري و صرفهجويي در هزينه وقت صنعتگران به كار گرفته شده است.
با استفاده از دستگاههاي سنتي زري بافي،ميتوان به توليد حدود 30 سانتي متر در روز دست بافت حال آنكه در صورت استفاده از دستگاه ژاكارد اين ميزان به حدود100 سانتي متر در روز افزايش مييابد.
در توليد زري تماما از طرحها و نقشهاي اصيل و سنتي استفاده ميشود و به جرات ميتوان اظهار نمود كه اكثر نقشهاي سنتي و حتي نقشهاي غامض و پيچيده، طي قرون و اعصار متمادي توسط هنرمندان زري باف بر روي پارچه زري پياده شده است و اين طرحها نه تنها شامل طرحهاي ويژه پارچه بلكه شامل طرحهاي و نقشهاي ويژه سنگ و سفال و فلز و قالي و ... و حتي طرحهاي ظريف مينياتوري نيز مي شود كه با ذوق و مهارت سرشار طراحان و بافندگان به اجراء در آمده است.
4- مخملبافي:
- تاريخچه:
بدون ترديد مخمل را بايد از نفيسترين پارچههاي دستباف ايران دانست. زيرا پيچيدگي رو بافت،طرحهاي زيبا و پر نقش و نگار و مواد اوليهي مرغوبي كه در توليد اين پارچه به كار ميرود، ويژگي خاص به آن بخشيده كه مخمل را از ساير دستبافتها متمايز ميسازد.
در خصوص زادگاه اين بافت بين صاحب نظران وحدت نظر وجود ندارد، چه عدهاي آن را تنها بافت قرون وسطايي ميدانند که از اروپا برخاسته است. از جمله آنكه «لاتور» به آن عقيده است كه ايتاليائيها تا قبل از قرن دوازدهم ميلادي آن را پديد آوردهآند.« فيليس آكرمان» طرفدار همين نظر است و مينويسد كه پس از آن تا پيش از قرن پانزدهم ميلادي مخمل به ايران راه يافته است.
به هر حال از مجموع نظرات ارائه شده در خصوص زادگاه مخمل ميتوان چنين نتيجه گرفته كه : مخملبافي كم و بيش در يك زمان در ايران و ايتاليا و چين تكامل يافته است.
مخمل ظاهرا پديدآورده روش حلقهزني است كه از سال 260 پيش از ميلاد در مصر بكار مي رفت. چه بافتهايي كه از حفاريهاي دوره دودمان يازدهم به دست آمده نشان مي دهد كه الگوها با حلقهزدن تارها و پودهاي اضافي ايجاد شده است. تكهاي از بافتههاي قبطي در موزه بافندگي شهر ليون اين تارهاي اضافي را دارد و گواه ان است كه ازتكامل روش حلقه زني مصريها به وجود آمده است. ولي فاصله ميان اين منشاء احتمالي مخمل و مخملهاي داراي بافت ابريشم پر مايه امروزي چه از نظر زمان و چه مراحل تكامل بسيار است.
قديميترين مخمل ايراني كه تاكنون شناخته شده مربوط به قرن دوازدهم يا پانزدهم ميلادي است كه در موزه هنرهاي تزئيني پاريس نگهداري ميشود. ضمن آنكه بزرگ مخمل بافي درايران در سدههاي گذشته ؛ كاشان يزد، تبريز، مشهدو هرات بوده و اين پارچه نفيس از قرن شانزدهم از جمله صادرات مهم ايران به شمار رفته است.
براي توليد مخمل از ابريشم طبيعي استفاده ميشود و نقشهاي اصيل و سنتي مخمل به روي اين پارچه حالت برجسته دارد كه اين امر نشانه بارز تبحر و مهارت و در عين حال دشواري بافت آن است.
5- پردهبافي:
طبق انجام تحقيقات در استان يزد و بررسي كارگاههاي سنتي دراستان در حال حاضر متاسفانه كارگاه پردهبافي فعالي در سطح استان وجود ندارد، و ليكن تا چند سال پيش بافت پارچه پردهاي انجام ميگرفته است.
بافت پارچه پردهاي منحصرا در شهرستان يزد معمول و بافندگان اكثرا مرد بودهاند. دستگاه بافندگي فرآورده مذكور چهاوردي بوده است.
براي تهيه يك رو يه كار به طول 200 متر و عرض 25/1 متر عموما 5 بقچه نخ ويسكور تابيده نمره 32 و 9 بقچه نخ پنبهاي نمره 5 جهت تار و پود مصرف ميكند. توليد سالانه يك پرده باف به طور متوسط 3 رويه كار به بوده است.
6- رويه لحاف :
در شهرستان يزد تهيه پارچه دستباف ديگري به نام رويه لحاف معمول بوده و مهمترين ماده اوليه كه در توليد آن به كار مي رود نخ ابريشم مصنوعي نمره 150 است كه نحوه رنگرزي نخ مورد مصرف در تهيه رولحافي مشابه رنگرزي نخ قابل استفاده در بافت روميزي است.
رويه لحاف به وسيله دستگاه چهار ورودي با عرض متوسط 5/1 متر و طولهاي متفاوت بافته ميشود و بعد از تهيه به قواره هاي 210*135 سانتيمتر نيز هستند كه بيشتر به مصرف روتختي ميرسد.
تار اين مصنوع از نخ ويكوز دولاي تابيدهي نمره32 و پود آن از نخ پشمي است و براي هر روتختي در ابعاد پيش گفته شده حدود 400 گرم نخ تار و 450 گرم سانتي متر نيز در بين بافندگان يزد رايج است كه براي هر قطعه حدود 600 گرم نخ پنبه ي 6 لا جهت تار و حدود 120 گرم نخ پشمي 76 جهت پود مورد استفاده قرار ميگردد.
فرآوردههاي یاد شده كلا به وسيله دستگاه چهار وردي بافته ميشود ولي طي سالهاي اخير استفاده از نوعي دستگاه هفت وردي كه قادر به تهيه پارچههایي با عرض 5/3 متر نيز مي باشد در بين بافندگان رواج يافته وبه وسيله آن منسوجاتي توليد ميكنند كه در نوع خود منحصر به فرد است.
7- شمد بافی:
شمد نوعي پارچه ابريشمي يا پنبهاي است كه معمولا به عنوان روانداز در فصل تابستان استفاده ميشود. در تهيه شمه از ابريشم مصنوعي به عنوان پود و از نخ پنبهاي نمره 20 دولا به عنوان تار استفاده ميشود. كه هم اكنون اكثرا توسط دستگاههاي تك فاز بافته ميشود.
شمدها معمولا 150*220 سانتيمتر است و داراي 27 چله ميباشد.
8- چادر شببافي:
چادر شببافي يا كاربافي نوعي صنعت خانگي است كه بيشتر در شهرستان يزد، اردكان و بخش زارچ تهيه ميگردد. مردان و زنان در كنار كشاورزي به بافت چادر شب مشغول و بيشتر در ابعاد 200*200 سانتي متر با طرح چهار خانه يا پپچازي تهيه ميشود و با رنگهاي مركب از نيلي، قرمز،زرد،سبز و مشكي آميخته شده اكثرا به مصرف رختخواب پيچي ميرسد.
نوع مواد اوليهاي كه براي چادر شب مصرف ميگردد مختلف بوده و از لحاظ قيمت نيز متفاوت است، ولي به طور كلي اين مواد شامل نخ پنبهاي نخ و يسكوز، مواد رنگي و نشاسته ميباشد. براي چادر شب رختخواب پيچي از نخ 30 دولا ويسكوز جهت تار و در بعضي مواقع از نخ 20 دولا ويسكوز نيز استفاده ميشود و پودر آن را نخ نمره 12 يك لا ويسكوز تشكيل ميدهد. ولي براي چادر شب صحرائي كه بيشتر در كشاورزي از آن استفاده مي شود نخ مورد مصرف در تار و پود آن را به ترتيب نخ نمره يك لا پنبهاي و نخ 20 دولا تشكيل مي دهد.
دستگاههاي چادر شب بافي چهار وردي بوده و عرض اغلب آنها 5/2 تا 3 متر است.
9- بافت دستمال:
که سه نوع دستمال می باشد:
الف) دستمال عشايري
ب) دستمال ابريشمي
ج) دستمال مرسريزه
الف) دستمال عشايري:
توليد دستمال عشايري در استان يزد به صورت كارگاهي که دستبافان مرد با دستگاه سنتي چاله اي كه قدمت آن به قرنها مي رسد در كنار دستگاههاي تك فاز بيشماري متدوال است. سهم زنان در توليد دستمال فقط به گره زني و ماسوره پيچي محدود و ويژگي دستمال عشايري به دليل متفاوت بودن ابعاد آن است، ولي بيشتر در اندازه هاي 120*120 سانتيمتر بافته مي شود.
هر بافنده در روز با دستگاه چهار وردي چوبي در ازاي 8 الي 10 ساعت كار طاقتفرسا قادر به توليد 2 عدد دستمال مي باشد. دستمالهاي عشايري مختص شهرستان يزد بوده و بنا به اظهارات دستآندكاران به صورت ساده و الوان هفت رنگ تهيه مي شود.
براي بافت يك دسته 8 تايي دستمال عشايري قريب به 650 گرم نخ ابريشم مصنوعي نمره 120 رنگرزي شده نياز است كه درمدت 4 روز به اندازه هاي معمولي بافته مي شود.
با انجام مراحل ذيل نخ تارآماده بافت ميگردد:
1- آهاركشي يا شوكشي
2- ماسوره پيچي يا وركني
3- چله كشي ياتنيدن
4- پيوند زني
5- گره زني
اغلب بافندگان دستمال در محلههاي قديمي مجتمع و اكثرا پير و سالخورده و سن آنها بين 50 تا 70 سال است و تعداد دستبافان دستمال عشايري استان به 25 نفر مي رسد.
ب ) دستمال ابريشمي:
بافت اين نوع دستمال در شهرستان يزد رايج و از ويژگيهاي آن نسبت به ساير دستمالها بافت 2 نقش كاملا متفاوت در دو طرف آن است كه به زيبايي و هنر و خلاقيت اين رشته مي افزايد. موقعيت فعلي توليد دستمال ابريشمي 2 نقش به دليل صرف وقت زياد و هزينه بالا و نبودن تقاضاي كافي با دستگاههاي سنتي از رونق هميشگي افتاده و به ميزان بسيار كمي بافته مي شود. با مروز زمان اين فرآورده منقوش واصيل دستباف جاي خود را به دستمال ابريشمي يك نقش و الوان هفت رنگ به اندازه هاي 25/1*25/1 سانتي متر داده است كه توسط دستگاههاي سنتي دستي توليد مي شود. از سوي ديگر دستمالهاي ابريشمي يك نقش و 2 نقش در شهر يزد و بخش اشكذر به وسيله ماشينهاي ژاكارد معمول گشته و بازار را از دست بافندگان سنتي گرفتهاند.
عمدهترين ماده اوليه مورد مصرف نخ ابريشم، مصنوعي است و مراحل توليدان مشابه به نوع عشايري است با اين تفاوت كه براي هر دسته 8 تايي دستمال ابريشمي حدود يك كيلوگرم نخ ابريشم مصنوعي است و از يك بقچه 12 تارو پود قريب به 10دسته 8 تايي و يا 80 دسته در دستمال به مدت 2 ماه بافته مي شود.
ج) دستمال مرسريزه:
دستمال مرسريزه نخي به صورت كارگاهي توسط دستابافان مرد متداول و مواداوليه ي مورد مصرف شامل نخ دولا مرسريزه نمره 32 جهت تار و نخ نمره 20 مرسريزه يك لا جهت پود،سرپشم و نشاسته است . اين نوع دستمال معمولا دراندازههاي 90*90 بافته ميشود. هزينههاي ماسوره پيچي،آهارزني،رنگرزي چلهپيچي و گرهزني نيز اضافه مي گردد. هر بافنده در روز در ازاي 8 ساعت كار مي تواند 3 عدد از آنرا توليد نمايد. دستگاههاي بافندگي دستمال نخيچها وردي و عينا مشابه ساير دستگاههاي رايج است.
10- بقچه ، لنگ ، كيسه حمام:
به وسيله دستگاهها چهار وردي و با نخ ابريشمي نمره 150 فرآوردههايي در ابعاد 110*150 سانتيمتر توليد كه بيشتر به مصرف بقچه ولنگ و کیسه حمام مي رسد گاهي نيز براي بافت لنگ از نخ پنبهاي نيز استفاده مي كنند.
11- قناويز:
نوعي پارچه كه در سالهاي گذشته در يزد بافته ميشده است قناويز نام دارد كه متاسفانه در حال حاضر بافت آن ديگر انجام نمي شود.
اين پارچه باعرضهاي 80*90 سانتي متري بافته ميشده که براي بافت قناويز باعرض 70 سانتي متر 30 چله و با عرض 90 سانتي متر 42 چله به كار ميرفته است. و يك بافنده روزانه 5 تا 6 قناويز مي بافته است.
نخ مورد مصرف نيز ابريشم مصنوعي بوده و به عنوان آستر لباس مورد استفاده قرار ميگرفته است.
12- احرامي بافی :
بافت پارچهاي به نام «احرامي» با تار و پود پنبهاي معمولا در اندازههاي 70*100 سانتي متر و ديگري 90*120 سانتيمتر تهيه ميشود. با عرض 70 سانتي متر داراي 22 چله و با عرض 90 سانتي متر داراي 28 چله است. يك نفر بافنده ميتواند روزانه 4 عدد احرامي به ابعاد 70*100 سانتيمتر ببافد. اين نوع پارچهها بيشتر مورد مصرف حجاج قرار مي گيرد.
13- ترمه بافی:
- ترمه چيست؟
پارچه ترمه به پارچه ظريف و لطيفي اطلاق ميشود كه از دو سري نخ تار وپود که با دست بافت بافته شده باشد به نحوي كه پود در پشت پارچه به صورت آزاد و تراكم پودي آن زياد باشد .جنس آن از كرك و پشم يا ابريشم با طرحهاي اصيل و سنتي ايران است .
- تاريخچه ترمه
شروع ترمه بافي در ايران به اوايل دوره صفويه مي رسد هر چند برخي را عقيده بر آنست كه زادگاه اصلي ترمه قلب آسياي مركزي و ارتفاعات كشمير است عده اي نيز بر اين باورند كه ترمه بافي در ابتدا درايران آغاز گرديد و سپس به كشمير راه يافته است .آنچه در خصوص اين پارچه بسيار ظريف ميتوان گفت اين است كه ذوق و سليقه و ابتكار ايرانيان در ظرافت بافت ،جنس و طرحهاي خيال انگيز آن در جهان كم نظير ميباشد .اين هنر در دوره شاه عباس صفوي به اوج شكوفايي و تكامل خود دست يافت ، كه شهره جهان گشت و به يكي از محصولات صادراتي ايران مبدل شد .
- مراحل بافت ترمه :
الف) مواد اوليه مصرفي :
نخستين مرحله بافت ترمه تهيه كردن مواد اوليه آن است .معمولا ترمه از پشم و ابريشم مي بافند اما پشم سفيد رايج ترين پشمي است كه در بافت ترمه مورد استفاده قرار مي گيرد زيرا ميتوان آنرا با هر رنگي كه دلخواه است رنگ آميزي نمود .پشم ترمه بايد مرغوب باشد و الياف بلندي داشته باشد كه گوسفندان ايران و كشمير داراي پشمهاي نرم و محكم خوبي بوده و تا حد زيادي براق و سفيد است و بهترين پشم گوسفند در ناحيه پهلوها – شكم – پشت گردن و سر وساق پا قرار دارد و معمولا اين پشمها براي بافت ترمه استفاده مي گردد .نحوه آماده كردن – ريسيدن و رنگرزي كردن و بافتن پشم در قرن 16 ميلادي در ايران پيشرفت زيادي كرد . دوره شاه عباس صفوي را می توان دوران اوج و شكوفايي صنعت ترمه بافی عنوان کرد ، به دليل اينكه شاه عباس طراحان برجسته اي را از چين وارمنستان به ايران دعوت كرد تا هنر نوين خود را به ايرانيان تعليم دهند به همين دليل ترمه هاي آن زمان زيبايي و برجستگي خاصي پيدا كرد .
ب) شستن پشم :
پس از تهيه مرغوب ترين پشم ، اولين قدم تميز كردن پشم از چربي و چرك موجود ومحلول در آن است ، كه بايد قبل از رنگرزي انجام شود .ايرانيان معمولا قبل از اينكه پشم گوسفندان را قيچي كنند حیوان را 10 دقيقه در آب ميشويند سپس براي جدا كردن مواد چربي از پشم آن را دربازها (قليا)خيس كرده و سپس چندين بار با آب مي شستند تا با اينكار ناخالصي ها پاك و پشم براق گردد .
ج ) سفيد كردن پشم :
در ايران از دو روش براي سفيد كردن پشم استفاده ميشود .
روش اول : پشمها را در چمنزار پهن مي كردند تا پس از جذب شبنم و تبخير آن در روز سفيدتر گردد و اين عمل را چندين مرحله انجام مي دادند .
روش دوم: استفاده از مشتقات گوگرد برای سفيد كردن پشم .
د)ثابت كردن رنگ :
بعد از اينكه پشم ها به اندازه كافي سفيد شدند ، نوبت رنگ نمودن آنهاست كه يكي از مهمترين مراحل تهيه پشم برای بافت ترمه مي باشد . چون رنگهايي كه مستقيم بكار برده شوند دوام و ثبات ندارند و رنگرزهاي ايران براي رفع اين مشكل ، از موادي بنام دندانه استفاده مي كردند . دندانه ماده شيميايي معدني است كه توانايي جذب رنگ را در پشم افزايش مي دهد .براي اينكه دندانه واكنش مطلوب خود را در رنگرزي كسب كند بايد قبلآ خالص گردد . رايج ترين دندانه ها كه در ايران بكار مي رفتند عبارتند از : زاج سفيد ـ قلع ـ روي ـ كلر ـ سرب و سولفاتهاي ديگر كه مواد معدني و مازوج و برگ سماق و غيره كه مواد گياهي بودند .
ه) رنگرزي به وسيله رنگهاي طبيعي و گياهي :
رنگ ترمه هاي ايراني معمولا از گياهان طبيعي تهيه مي شود .اين رنگ ممكن است از ريشه ، تنه ، برگها ، گل ، ميوه و يا پوست گياهان بدست آيد . چون حفظ پارچه هاي ترمه پشمي بسيار مشكل است و در اثر رطوبت و بيد از ميان رفته اند و اطلاعات كمي از رنگ آنها باقي مانده است.
_ انواع ترمه
انواع ترمه هاي ايراني و كشميري بشرح زير مي باشند:
1- شال چهرقدي :
اندازه آن 5/1*5/1 مي باشد و براي روسري يا بقچه بكار مي رود كه هم لچك ترنجي آن متداول بوده و هم نوع گلدار آن .
2- شال راه راه :
که بر دونوع است :
الف) شال راه راه پهن
ب) شال راه راه باريك
که هرکدام نوع مصرف خودش را متناسب با سلیقه افراد در استفاده از آنها دارد .
3- شال اتابكي :
از نوع كشميري است و از پشم بسيار لطيف بافته مي شود.
4- شال بندي :
نقشه آن شبيه لانه زنبور است و داخل هر خانه يك گل يا يك بته مي خورد
5- شال محرمات :
به نوعي شال راه راه گفته مي شود كه پهناي رههاي آن متفاوت است .
6- شال كشميری :
به انواع شالهاي بافت كشمير گفته مي شود كه معروفترين آن نقشه بته جقه ،نقشه شاخ گوزني و نقشه درختي مي باشند.
7- شال زمردي :
نوع اعلاي شال كشميري است كه زمينه نيلي با نقشه بته جقه و رنگهاي بسيار زنده بخصوص رنگ سبز زمردي دارد.
8- شال كرمان :
به تمام شالهاي بافت كرمان گفته مي شودو انواع گوناگون دارد .
9- شال اميري :
همچنانكه از نامش پيداست از انواع درباري و اعلاي شالهاي كشميري است عموما نقش بته جقه و شاخ گوزني آن ديده شده است .
10- شال يزدي :
ترمه هاي يزدي به ترمه هاي بافت منطقه يزد گفته مي شود كه اكثرا يا راه راه هستند و يا گلهاي شاه عباسي مي خورند كه قديمي و ناياب هستند.
- ابزار كار و شيوه بافت ترمه
دستگاه بافندگي ترمه ،تقريبا شبيه ساير دستگاههاي نساجي سنتي ،چوبي است و در خود مناطق توليد وتوسط صنعتگران محلي ساخته مي شود .اين نوع دستگاهها چهار وردي است كه وردها توسط پدالهايي كه در زير پاي بافنـده قرار دارند بــه حركت در مي آيند .پس از تهيه مواد اوليه و تدارك دستگاه بافندگي كار چله كشي به شكلي كه در بافت ساير منسوجات دست بافت رايج است انجام و بدنبال آن عمل بافت آغاز مي گردد .هر دستگاه ترمه نياز به يك گوشواره كش دارد كه استادكار در پشت دستگاه نشسته و گوشواره كش در بالاي آن قرار مي گيرد که كار وي انتخاب و تعيين نخهاي مخصوص جهت ايجاد نقش بر روي پارچه مي باشد و نقوشي كه معمولا بر روي ترمه هاي ايراني ديده مي شود حاصل و نتيجه همكاري گوشواره كش با استاد است .مطالعه و بررسي ترمه هاي موجود نشان دهنده اين واقعيت است كه بافت ترمه كار بسيار مشكل و طاقت فرسايي بوده است .بافت ترمه با دستگاههاي سنتي نياز به صرف وقت،دقت و مهارت فراوان بوده و به كمك اين دستگاه مي توان حدود 20 الي 25 سانتي متر ترمه مرغوب در طول روز ( معادل 8 ساعت کار مفید ) بافت ولي با استفاده از دستگاه ژاكارد كه در حقيقت كار گوشواره كش در دستگاههاي ساده بافندگي را انجام مي دهد توليد كمي افزايش يافته و به حدود 100 سانتي متر در روز رسيده است .يكي از حساس ترين وظايف بافنده انتخاب رنگ و هماهنگي آن مي باشد كه ترمه باف بايد سعي و دقت بسياري در آن بكار برد و دشواري اين مطلب وقتي روشن مي شود كه توجه كنيم تارهاي ترمه بايد همگي داراي يك رنگ و از يك جنس باشند و تنها انتخاب رنگ در مورد پودها متفاوت بود ، يعني زمينه هميشه ثابت و تنها در متن آن مي بايست انتخاب رنگها صورت پذيرد .
در بافتن ترمه موضوع بسيار حساس ديگر بكار بردن پودها و تارهايي با ضخامت متفاوت و همچنين طريقه بافت يعني گذاردن اين تارهاو پودها در كنار يكديگر مي باشد و چون رنگ تارهاثابت است بنابراين در بيننده تنها تركيبي از رنگهاي تار و پودها به چشم مي خورد كه خود بيانگر دشواري كار بافنده مي باشد .در بافتن شالهاي كشميري معمولا پود را در زير يك تار و از روي دو تار مجاور رد مي كنند و اين ترتيب در قسمتهاي ساده شال تكرار مي شود و در نقشه ها سعي مي شود كه اين ترتيب حفظ گردد ، مگر در جاهائيكه نقشه حكم كند كه پود از روي تعداد كمتر يا بيشتري تار رد شود .
نوع ديگر بافت وجود دارد كه زياد متداول نبوده و در آن پودهاي رنگي (پود نقشه) قسمت اصلي پارچه را تشكيل نمي دهند يعني اگر پود شكافته شود جاي آن خالي نمي ماند و پود ديگري كه زمينه را تشكيل مي دهد نمايان مي گردد . اكثر شالهاي كشميري طوري بافته شده اند كه قسمت اضافه هر پود را در رج بعدي بكار برده اند و پشت ترمه نخهاي آزاد به چشم نمي خورد ولي در شالهاي كرماني قسمت اضافه پودها در پشت ترمه بلااستفاده و آزاد مي ماند ،شالهاي خراسان ويزد نيز مثل شال كرمان پشتشان داراي قسمتهاي اضافه پودهاي رنگي است .
- رنگهايي كه اطلاعاتي از آنها باقي مانده است :
نوع منبع رنگ رنگ
رناس نارنجي ـ قرمز
برگ حنا قرمز ـ قهوه اي
ريشه توت زرد
زردچوبه زرد پررنگ
برگ توت زرد روشن
پوست انار قهوه اي ـ خاكستري
پوست بلوط قرمز مايل به قهوه اي
برگ سماق قرمز ـ قهوه اي
جفت بنفش ـ قرمز
زعفران آبي يا آبي تيره
پوست گردو قهوه اي ـ خاكستري
برگ مو زرد روشن
برگ چاي زرد ـ قهوه اي
كنده درخت بقم بنفش ـ سياه
پوست خشخاش قهوه اي
پوست درخت سيب قهوه اي ـ زرد
يكي از وظايف مهم و مشكل بافنده ترمه انتخاب رنگ و جور كردن آنها ميباشد كه اين جور كردن يا از طريق رنگهاي متجانس و داراي هارموني انتخاب مي شود يا حتي ممكن است از انتخاب رنگ متضاد در يك فرم مشخص نيز نوعي تجانس و زيبايي به چشم بخورد كه اين مسئله يك راز در هنر ترمه ايران است .
- كاربرد ترمه در گذشته و حال:
ترمه در زمانهاي گذشته مصارف متنوع و گوناگوني داشته است كه از جمله:دوختن لباسهاي فاخر،اشرافي ، پرده، جانماز، خلعتي و… را مي توان نام برد . امروزه نيز از ترمه به عنوان پارچه مبلمان ـ پشتي و روميزي و … استفاده مي شود . مصرف كنندگان ترمه در گذشته بيشتر رجال و اشراف و پادشاهان بوده اند و در زمان حال اغلب اقشار متوسط و بالاي جامعه هستند كه آن را بعنوان هديه در عروسي ها و در اعياد و مراسم رسمي و خانوادگي به يكديگر تقديم مي كنند .
_ وضعيت ترمه در حال و گذشته:
صنعت ترمه قبل از ورود پارچه ها و منسوجات بافت كارخانه هاي ماشيني غرب به ايران از رونق چشمگيري برخوردار بوده است و به دليل مصارف و كاربرد متنوع آ ن در بين طبقات مرفه به بخشي از نيازهاي مصرفي پاسخ داده است به طوريكه تعداد دستگاههاي بافندگي در زمان قديم در يزد حدود 500 الی 700 دستگاه مي رسيده است اما در زمان حال این صنعت دستی تقریباً منسوخ شده است .
_ علل نابودي ترمه در ايران:
صنعت بافت پارچه در قرن 19 ، يعني در اواخر حكومت قاجاريه با گسترش مناسبات سرمايه داري كه به صورت جبري و اجتناب ناپذير به فراخناي گيتي هجوم آورده بود و در پي غارت مواد خام و تصاحب بازارها جهت فروش كالا و سود بيشتر ، مواجه بود .
ساختار ايران در آن مقطع دچار يك ضعف مضاعف بود : از يك طرف به دليل ضعف تاريخي و اقتصادي ـ اجتماعي امكان توسعه سرمايه داري و به تبع آن ظهور يك طبقه سرمايه دار قوي با پشتوانه ملي را عاجز بود و از سوي ديگر، وابستگي حكومت به استعمار روس و انگليس بود كه هيچگونه تحرك و پويايي را در اقتصاد ملي ايران بر نمي انگیخت و سعي در فروپاشي صنايع داخلي و نابودي همه جانبه آن مي کرد و در نهايت با تسلط يافتن بر حوزه هاي اقتصادي و كنترل و تحت نفوذ در آوردن سياست داخلي و خارجي توانستند به نيات شوم خود جامه عمل بپوشانند .
علاوه بر اين موارد پايين بودن قدرت خريد مردم –گراني مواد اوليه –مقدار كم بافت در طول روز ـ ظهور ماشينهاي پارچه بافي و رقابتهاي بازرگاني را در اواخر دوره قاجاريه ميتوان به عنوان عوامل مؤثر در منسوخ صنعت ترمه به شمار آورد .
اما می توان با تقویت باورهای فرهنگی مربوط به اشتغال در این حوزه ( صنایع دستی ) ، ارائه امتیازات خاص به محدود شاغلین انگشت شمار در این رشته هنری و حمایت همه جانبه از این هنرمندان ، شاهد تحولی عظیم در این رشته باشیم .
14- دنداني:
دنداني يا گل خورد به جامه زردتشتيان يزد نيز شهرت دارد و د رحال حاضر به اين بافت اصيل كمتر توجه شده و داراي شيوه بافتي ظاهرا ساده اما پرزحمت مي باشد و براي توليد آن ابتداء گروههايي كوچك در پارچه زده ميشود و به همين جهت نقش اساسي و اصلي آن به صورت گلي ساده و يا خورشيد نمايان ميگردد كه معمولا در اطراف آن يك رشته گلهاي هفت رنگ نيز توليد ميگردد كه داراي 4 ترنج 4 گوش به رنگ قهوهاي متمايل به سياه در وسط و در ميان ترنج نقوش مدور با شيوه دنداني و به رنگ سفيد آجري بافته مي شود وسرانجام در نوار قرمز و سياه با حاشيه گلهاي دنداني به صورت دايره هايي با خطوط حاشيه دار، تركيب ساده ولي دلنشين را تكميل ميكند.
خارج شده است
مسئول سيستم
مدیر سایت
کاربر فعال
امتیاز: 0
آفلاین
جنسيت :
تعداد ارسال: 177
پاسخ : // مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
«
پاسخ #5 :
2009-03-23, 10:58:40 »
15- دارایی بافی:
دارايي در زبان فارسي معادلي است براي بيان پارچه اي كه در لاتين آنرا « ايكات » ( Ikat ) مي نامند . ايكات ، خود نيز از واژه مالايايي « منجيكات » كه به معني بستن يا گره زدن و يا پيچاندن مي باشد گرفته شده است .
بافت دارايي به سه روش صورت مي گيرد كه عبارت است از :
1. دارايي تاري ( Warp , Ikat )
2. دارايي پودي ( Walf , Ikat )
3. دارايي دو گانه
پارچه هاي دارايي كه در سالهاي گذشته در يزد توليد مي گرديد تماماً از ابريشم طبيعي بوده و از رنگهاي سنتي و گياهي نيز استفاده مي شده ، ولي در حال حاضر از نخ ويسكوز براي تار و از ابريشم مصنوعي يا ويسكوز براي پور استفاده مي گردد .
با نوع و شيوه بافت دارايي ، انواع پارچه جهت مصارف مختلفي همچون : رولحافي ، بقچه سوزني و روميزي توليد مي گردد .
با استمرار اين شيوه از سالها پيش و با پياده نمودن طرحها و نقشهاي بيشماري و با پياده نمودن از ساده ترين تا پيچيده ترين و همچنين نقشهاي هندسي اين « هنر ـ صنعت » از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته و هنوز هم از آن نام و نشاني به جاست . پارچه هاي دارايي را هيچگاه مانند هم نمي توان يافت و هركدام نرمي و مواجي ويژه و مخصوص به خود را دارد كه آن را از انواع ديگر بافتهاي رنگين و كلافه اي (باتيك) متمايز مي سازد .
16- احرامی بافی:
پارچه اي به نام « احرامي » يا « حرمي » با تار و پودي از پنبه ، معمولاً در اندازه هاي 70×100 و 90×120 سانتي متر توليد مي شود . پارچه مذكور با عرض 70 سانتيمتر داراي 22 چله و با عرض 90 سانتيمترداراي 28 چله مي باشد . پارچه احرامي دورنگ است كه عموماً سياه و سفيد بوده ، اما به رنگهاي سبز و سفيد قرمز و سفيد ديده شده است و يك صنعتگر بافنده مي تواند روزانه 4 عدد احرامي به اندازه هاي 70×100 سانتيمتر را توليد نمايد . اين فرآورده ها در قديم بيشتر مورد استفاده حجاج قرار مي گرفته و در حال حاضر با تغيير كاربري به عنوان روميزي ، سجاده ، جانماز و ... مورد استفاده است .
17- سفره بافی:
بافت اين نوع فرآورده قبلا در بسياري از مناطق روستائي كه بافندگي در آنجا رواج داشته توليد مي شده است
اين نوع سفره مربع شكل در ابعاد 90*90 سانتيمتر بوده و براي تهيه اين نوع منسوجات از نخ پنبهاي كارخانهاي نمره 10 كه توسط زنان خانهدار به طور خانگي و با دستگاه چالهاي و با شانه 20 و توسط خود بافنده رنگرزي ميشوده بافته می شده است.
اين محصول به مقدار كم و آنهم فقط در بعضي از نقاط و روستاها توليد ميشده كه در حال حاضر متاسفانه منسوخ شده است.
18- شالبافي:
تهيه پارچهاي به نام «شال» نيز در شهر يزد در گذشته معمول بوده است كه به صورت كارگاهي توليد و با استفاده از دستگاههاي 8 وردي بوده است.
دستگاه بافندگي مذبور داراي 8 ورد و چهار پدال بوده ويك نفر به وسيله آن با 6 تا 7 ساعت كار روزانه قادر بوده يك طاقه شال به اندازه 25/4 متر در 90 سانتي متر تهيه نمايد. مقدار نخ مصرفي براي توليد يك طاقه شال حدود 750 گرم بوده كه قسمت عمده آن نخ پنبهاي است و تنها در حاشيه آن نخ مرسريزه به كار مي رود.
در بخش اشكذر فعاليت دستبافي ديگري به نام شال بافي معمول ميباشد اما اجناسي كه در اين ناحيه توليد مي شود و به نام شا ل قابل استفاده است با پارچههاي شال يزدی كاملا متفاوت بوده و بيشتر در روستا ها قابل استفاده است،بدين معني كه بافندگان از موادي چون موي بز، پشم گوسفند و كرك شتر، فرآوردههائئ به وزن 2 تا 4 كيلوگرم جهت حمل ميوه، علوفه و بار تهيه مينمايند.علاوه برتولید به شالبافي به كارهاي كشاورزي نيز ميپرداختند.
مواد اوليهاي كه در توليد فرآوردههاي مزبور مورد مصرف قرار مي گرفته، رنگرزي نشده و بدين علت منسوجات توليدي خود رنگ ميباشد.يك عدد فرآورده به اندازه 1*25/10 متر حدود 2200 گرم وزن داشته و ماده اوليهي كه در توليد آن به كار مي رفته به طور عمده مو و به مقدار كم پشم بوده است. مصنوعات مزبور اغلب به رنگهاي سياه و قهوه اي بوده و نقوش آنها ساده و راه راه بوده كه به هر گوشه فرآورده نيز ريسمان ضخيمي از جنس خود محصول دوخته مي شده كه در مواقع حمل بار آنها را به يكديگر متصل و گره ميزدند.
بافت اين نوع محصول متاسفانه در سطح استان منسوخ شده است.
19- پتوبافي:
توليد پتو دستباف در بخشهاي اشكذر، خرانق از توابع يزد به طور خانگي و توسط زنان مرسوم است و براي بافت آن از دستگاههاي ساده 2 وردي كه با حركت پا كار مي كنند و نيز شانهاي نئي و ماكو و متيز به كار گرفته مي شود.
پتو ابتداء به طول 22 متر و عرض 50 سانتي متر توليد و به چهارتكه تقسميم و از بهم دوختن آنها پتويي به ابعاد 220*200 سانتي متر مي شود. سپس آن را در آب و به كمك دست و پا مالش ميدهند تا نقاط دوخته شده به صورت نمد درآيد و صاف نمايان گردد.
20- پلاس بافي:
پلاس بافي يكي دیگر از فعاليتهائي است كه به مقدار كم در شهر يزد مشاهده ميشود. تا سال 1353 حدود 4 دستگاه بافندگي پلاس در يزد موجود بوده است اما در حال حاضر متاسفانه بافت پلاس انجام نمي گردد.
مواد اوليه اين فرآورده كه معمولا در اندازه 5/2*5/3 متر توليد ميشود به ترتيب عبارت است از نخ پنبهاي نمره 2 و نخ پنبه اي نمره 5 مقدار توليدساليانه يك بافنده به طور متوسط 150 عدد پلاس در اندازه فوق بوده است.
21- ارمك بافي:
ارمك بافي يكي از فعاليتهاي دستبافي و خانگي موجود در استان يزد محسوب ميگردد. تهيه پارچههاي دستباف ارمك در گذشته قبل از توسعه كارخانجات وماشين هاي برقي نساجي در شهرستان يزد رواج فراواني داشته است ولي اكنون به سبب افزايش منسوجات ماشيني متنوع با كيفيت بهتر و گسترش عرضه آنها با قيمت كمتر از فعاليت ارمك بافي با وسائل دستي به مقدار زيادي كاسته گرديده است.
مواد اوليه مورد مصرف ارمك بافان بيشتر شامل نخ مرسريزه نمره 32 و نخ پنبهاي نمره 2 يك لا ميباشد كه نخ مرسريزه جهت تار و نخ پنبه اي جهت پود به كار مي رود ولي گاه ممكن است تار اين فرآورده از نخ ابريشمي مصنوعي باشد. اكثر دستگاههاي دستي ارامك بافي چهاروردي است ولي هنگام بافت به صورت دستگاههاي دو وردي عمل ميكند. بدين معني كه وردها به صورت دو به دو به يكديگر متصل بوده و با هم بالا و پايين مي رود. ارمك معمولا با عرض 75*90 سانتي متر بافته مي شود و اغلب بافندگان اين فرآورده را زنان تشكيل مي داده است. براي تهيه يك رويه كار از پارچه نامبرده با عرض 90 سانتي متر و طول 25 متر حدود 5/3 كيلو نخ لازم است كه نصف آن تار بوده و نصف ديگرنخ پود است. و ميزان توليد يك بافنده به طور متوسط روزانه حدود 5 سانتي متر بوده است.
22- كرباس بافي:
در بسياري از نقاط استان يزد، به ويژه اردكان و بخش خرانق صنعت خانگي ديگري رواج دارد كه دستاندركاران را بيشتر زنان خانهدار تشكيل مي دهد. و به كمك دستگاههاي ابتدائي و ساده چلهاي منسوجات با عرض 50 سانتي متر و طول 60 متر توليد كه تار و پود آن را نخ پنبهاي كارخانهاي نمره 10 تشكيل ميدهد و به كرباس شهرت دارد كه دستگاهها معمولا داراي دووردي مي باشند.
مواد اوليه مصرفي نخ پنبه اي كارخانه اي نمره 10 و نشاسته جهت شو( آهار زدن) ميباشد.
توليد روزانه يك .بافنده در حدود 20 متر است. عمليات رسيدگي شو(آهارزدن) توسط خود بافنده انجام ميگيرد و از آنجا كه كرباس نسبت به ساير منسوجات ارزانتر تمام مي شود بيشتر براي بسته بندي كالا- لايه لباس و كيسه حنا و به عنوان تنظيف مورد استفاده قرار ميگيرد.
كه البته در حال حاضر بيشتر به صورت كارخانهاي توليد ميگردد تا توليد خانه اي.
22- زیورآلات سنتی:
سابقه توليد و استفاده از زينت آلات محلي و زيورآلات كه در واقع آن را مي توان مكمل لباس و پوشاك سنتي و نيز البسه بانوان دانست ، بسيار طولاني است . به نظر مي رسد مهمترين عامل در قدمت و پيشينه طولاني جواهرات محلي ، حفظ آداب ، رسوم ، عادات ، سنن و در مجموعه فرهنگ جامعه توسط روستاييان و عشاير بوده است زيرا امروزه در جوامع شهري كمتر مي توان نشاني از لباسهاي سنتي يافت و بانوان جاي استفاده از زينت آلات محلي ، از زيورآلات ـ كه آن هم داراي سابقه اي كهن ـ و حتي جواهرات جديدي كه انواع طرحهاي خاص دارد استفاده مي كنند .
در حال حاضر جواهرات محلي تركمن ، كردستان و سيستان و بلوچستان بيش از زينت آلات ديگر مناطق كشورمان معروف است .
مواد اوليه مورد مصرف در ساختن زيورآلات محلي شامل طلا و نقره است و ابزار كار صنعتگران را نيز وسايلي نظير كوره ، سندان ، چكش ، سمباده ، سوهان ، انبر دست ، سيم چين ، مته و .... تشكيل مي دهد . عامل اصلي در توليد اينگونه محصولات ، همان ذوق و مهارت صنعتگران است كه با دقت و حوصله خاص ، زيورآلات محلي را با حفظ خصوصيات و ويژگيهاي آن توليد مي كنند .
اززيورالات سنتي استان مي توان به: النگو، گوشواره، زنجير چينابي، زنجير هل وگل و ... اشاره نمود.
23 - حصیر بافی :
حصيربافي يا بافت بوريا را مي توان بي گمان به عنوان يكي از قديمي ترين صنايع دستي نام برد .
حصيربافي در ايران از سابقه و قدمتي طولاني برخوردار است و امروزه در مناطق مختلف كشور هر جا كه دسترسي به برگ درخت خرما ، ساقه گندم ، ني و تركه امكان پذير باشد مي توان نشانه هايي از حصيربافي و سبدبافي را يافت .
مواد اوليه مورد مصرف حصيربافان به نسبت تنوع محيط جغرافيايي متنوع است . در استان يزد توليد فرآورده هاي مختلف حصيري شامل : بادبزن ، جارو ، سبد و كلاه حصيري از برگهاي درخت خرما تهيه مي شود .
در حصيربافي از ابزار و وسايل بسيار محدود و ابتدايي نظير داس ، انواع كارد ، سوهان ، درفش ، قيچي و سوزن استفاده مي شود . اين ابزار عموماً براي قطع گياهان ، امر ساختن را تسهيل مي نمايد . آنچه بيشتر محصولات حصيري را تشكيل مي دهد مهارت و ذوق هنرمندان است .
24- زیلو بافی :
زيلو يكي از صنايع دستي روستايي معمول در ميبد است كه تا چند سال قبل صدها خانوار از محل درآمد آن امرار معاش مي كردند . زيلو هر چند به ظاهر يك فرش نخي ساده است ، اما بررسي فنون و تكنيك بافت آن نشان مي دهد كه غناي فرهنگي و فكر و انديشه بارور شده اي در پس هر تار و پود آن نهفته است . هرچند ممكن است امروز احياء چنين صنعتي مقرون به صرفه نباشد ، ولي از تجربه موجود در اين بخش مي توان در جهت فراهم آوردن امكاناتي مناسب با شرايط زمان استفاده نمود .
زيلو در نقش و بافت شباهت زيادي به حصير و بافت شباهت زيادي به حصير دارد و نيز مثل حصير يكي از موارد استفاده آن در مساجد و مصلي و اماكن متبركه است . بنابراين مي توان احتمال داد كه زيلو بافي يا مرحله تكامل يافته حصيربافي است و يا بافندگان آن از اين صنعت الهام گرفته اند .
زيلو فرشي است كه تار و پود آن از نخ پنبه است و در اندازه هاي 4×3 و 3×2 بافته مي شود . زيلو از نظر كاربري به سه نوع تقسيم شده است كه معمولاً تفاوت ظاهري آن در نوع رنگهايي است كه انتخاب مي كنند . زيلوهايي كه با رنگ سفيد و آبي مي بافند فقط مورد استفاده آن در مساجد و امامزاده ها است و زيلوهايي كه به رنگ آبي و قرمز مي بافند و به زيلوي « جوهري » شهرت دارد از نوع نامرغوب و ارزان قيمت ترين زيلوهاست. اما مرغوبترين نوع زيلو «تفتال» نام دارد كه به رنگ سبز و نارنجي است.
25 – حوله بافی :
براي بافت اين نوع پارچه ها از دستگاههاي چهار وردي كه فرآورده هايي در ابعاد 110×150 سانتيمتر دارد استفاده مي گردد .
براي حوله بافي از نخ پنبه اي استفاده مي شده كه در حال حاضر اين صنعت در استان در حال منسوخ شدن است .
26 – پادری بافی :
علاوه بر توليد فرآورده هاي حصيري از الياف و رشته هاي موئي ساقه درخت خرما ، بافت پادري و كفپوش نيز رايج و مرسوم است .
براي توليد پادري و كفپوش ابتدا الياف موئي ساقه درخت خرما را خيس آنرا زير پارچه مرطوبي نگهداري مي كنند تا نرم و انعطاف پذير شود . سپس الياف حاصله را تابيده و به ريسمانهاي مقاوم و محكمي تبديل و آنگاه ريسمانهاي بدست آمده را بر روي چهارچوب ويژه اي كه تقريباً به اندازه فرآورده هاي توليد شده مي باشد سوار نموده و بافتن را آغاز مي نمايند . تار فرآورده را همان ريسمانها تشكيل داده و الياف موئي را از لابه لاي تارها عبور و با دفتين بافت را محكم مي كنند و اضافي الياف را بريده تا قسمتهاي خارجي صاف و يكسان گردد .
بعد از اتمام بافت ، روي فرآورده را به وسيله دستگاه مخصوصي كاملاً صاف و يكنواخت نموده و توسط محلول كلر آنرا شستشو و سپس نقاشي و رنگ آميزي مي كنند كه با انجام فعاليت هاي فوق ، در انتها محصول جهت فروش آماده مي شود .
27 – کار بافی :
براي بافت اين نوع پارچه از دستگاههاي چهار وردي كه فرآورده توليد شده توسط اين دستگاه در ابعاد 60×20 مي باشد و مواد اوليه مورد مصرف آن شامل نخ دولا مرسريزه نمره 32 جهت تار و نخ نمره 20 مرسريزه يك لا جهت پود ، سريشم و نشاسته است . اين هنر ـ صنعت هنوز در شهرستان ميبد به صورت نيمه فعال رواج دارد و با صنعتي شدن دستگاهها و از رونق افتادن بازار فروش اين نوع محصولات ، خطر منسوخ شدن اين رشته صنايع دستي و بومي استان را تهديد مي كند .
28 – چیلانگری :
صنعت چيلانگري (آهنگري سنتي) از قديم الايام در استان يزد رايج بوده است و امروز به نواحي مهريز ـ ندوشن ـ عقدا ـ سخويد و خضرآباد محدود مي شود .
بيشترين مواد اوليه مصرفي در اين رشته شامل : فولاد ، انواع شاخ ، چوب و برنج مي باشد و مهمترين وسايل و ابزار كار مورد استفاده ، شامل : سوهان ، چكش ، گيره و سندان ، زغال سنگ و آهن مي گردد . از محصولات توليدي رشته آهنگري سنتي مي توان به : قپان سازي (كه منسوخ شده است) ، قندچين سازي ، قندشكن سازي و چاقو سازي اشاره نمود .
29 – گیوه بافی :
گيوه نوعي پاي پوش ايراني وبسيار راحت و مناسب با آب و هواي ايران (به ويژه مناطق خشك) است. رويه گيوه از نخ پنبه اي تهيه مي شود كه باعث رسيدن هوا به پا شده و آن را خنك نگه مي دارد .
بهترين نوع گيوه « ملكي » نام دارد كه معمولاً با نخ پنبه اي (خودرنگ) بافته مي شود اما گيوه در رنگهايي همچون مشكي و قهوه اي نيز ديده مي شود .
در مراحل توليد گيوه عموماً رويه گيوه و دوخت آن به تخت گيوه توسط زنان صورت مي پذيرد و تخت كشي گيوه توسط مردان .
30- گره چینی چوب :
يكي از صنايع دستي تزئيني ـ كاربردي ايران « گره چيني چوب » نام دارد . به گره چيني ، گره بندي نيز مي گويند . در هنر گره چيني به وسيله زواياي چوبي ، نقوش هندسي به وجود آورده و با استفاده از رنگهاي مختلف چوب (خودرنگ) قاب پنجره ، در ، تابلو و ... اشياء كاربردي و زيباي ديگري توليد مي نمايند . پنجره و درهاي گره چيني ، داراي شيشه هاي رنگي مي باشد كه اين از زيبايي خاصي و منحصر اين هنر است .
31 – چاقو سازی :
چاقو سازي صنعتي ديرينه و دارايي سابقه اي كهن در ايران است و سابقاً بهترين سلاح ها توسط اين هنرمندان ساخته مي شده است .
مواد اوليه هنر چاقوسازي آهن است و دسته چاقو را از شاخ گوزن و يا عاج تهيه مي نمايند ، در گذشته روي دسته شمشيرها و غيره را مرصع كاري نيز مي نموده اند و اين كار امروزه به صورت ساده تري انجام مي گيرد . ابزار كار چاقو سازان چكش ، پتك ، قيچي ، كوره و ... است . اين هنر ـ صنعت به دليل سختي و مشقت زياد كار متأسفانه در حال منسوخ شدن است اما در شهرستانهاي خضرآباد ـ سخويد هنوز مي توان ردپاي اين هنر دست ساز را يافت .
32 – کاشی سازی هفت رنگ :
كاشي هفت رنگ ، به مجموعه اي از كاشي هاي يك اندازه ، يك شكل (معمولاً مربع شكل ) و يك رنگ گفته مي شود كه در كنار هم قرار مي گيرند تا طرح و نقش مورد نظر بر روي مجموعه آنها (طبعاً بر روي هر كاشي قسمتي از نقش انعكاس مي يابد كه در ارتباط با كاشي هاي ديگر كامل مي شود) اجرا شود و موقعيت نصب آن را به هنگام نماسازي مشخص سازد .
33 – کاشی سازی معرق :
كاشي معرق عبارت است از قطعه هاي بزرگ و كوچك بريده شده كاشي كه براساس طرح با نقوش مختلف و رنگهاي متفاوت تراشيده شده و كنار يكديگر قرار مي گيرند و به شكل بزرگتري در مي آيند و به عبارتي ديگر به قسمتي تزئين كاشي : مركب از قطعات مختلف ريز ريز كه آنها را بر حسب نقوش هندسي و اشكال بنايي بريده شده و در كنار يكديگر قرار مي دهند ، اطلاق مي گردد . انواع رنگهاي كاشي مورد استفاده در كاشي معرق عبارتند از : سفيد ، آبي تيره ، فيروزه اي ، سبز و پرتقالي و ...
34 – سفال و سرامیک :
سفالگري از قديمي ترين صنعت است كه به دست بشر به وجود آمده و زادگاه آن ايران است . اولين نمونه هاي سفال متعلق به ده هزار سال قبل است . از روي نمونه هاي بدست آمده مي توان فهميد كه در آن زمان از كوره پخت سفالگري بي اطلاع بوده اند و احتمالاً ظروف گلين توليدي خود را در كنار همان آتشي كه براي پختن گوشت شكار مهيا مي كردند ، مي پختند ولي با اين وجود ظروف آنان به قدر كافي محكم بوده است .
در شش هزار سال قبل از ميلاد اولين نشانه پيدايش كوره پخت ، در صنعت سفال ديده مي شود و در سه هزار و پانصد سال قبل از ميلاد چرخ سفالگري ساده اي كه با دست حركت مي كرد ساخته شد . پيدايش چرخ سفالگري تحول بزرگي را در اين صنعت بوجود آورد و امكان توليد محصولات بيشتر را فراهم كرد .
طرز كار سفالگران نقاط مختلف ايران و همچنين ابزار كار آنان كم و بيش همانند است . در روستاها و بخشها صنعتگران محلي كه غالباً كار اصلي شان كشاورزي است ، در اوقات فراغت به توليد سفال مي پردازند . البته در بسياري از شهرها ، سفالگران و سراميك سازان با استفاده از روشهاي جديد توليدي و حتي استفاده از قالب با بهره گيري از دانش و اطلاعات نظري در كار توليد محصولات هستند .
در توليد محصولات سفالگري ، صنعتگران دست ساخته هاي خود را به صورت منقوش عرضه مي كنند . براي نقاشي روي سفال دو روش وجود دارد :
1. نقاشي روي لعاب كه « رورنگي » ناميده مي شود .
2. نقاشي زيرلعاب كه « زير رنگي » ناميده مي شود .
در نقاشي به طريقه زيررنگي پس از پخت اول سفال ، نقوش دلخواه را با رنگهاي مورد نظر كه همانند لعابهاي رنگي با اكسيدهاي فلزات مختلف ساخته مي شود بر روي آن به وجود آورده ، سپس روي تمام سطوح داخلي و خارجي ظرف را با يك لعاب بي رنگ مي پوشانند و چون نقاشي ها زيرلعاب قرار مي گيرند اصطلاحاً آن را زيررنگي مي نامند .
در نقاشي به طريقه رورنگي نقاشي روي لعاب قرار مي گيرد و پس از لعاب كاري و پختن لعاب ، روي آن را نقاشي مي كنند . اين نوع نقاشي ساده تر از نقاشي زير رنگي است ، زيرا اگر نقشي به اشتباه زده شود به راحتي قابل پاك كردن است ولي بديهي است كه دوام نقاشي زيررنگي را ندارد .
35 – خورجین بافی :
خورجين بافي ، بافته اي است داراي ، كه در اكثر مناطق روستايي و جوامع عشايري با نقوش هندسي توليد مي شود . مواد اوليه آن از پشم هاي رنگي ، نخ پنبه اي و گاه موي بز مي باشد كه موارد مصرفي نظير حمل و نقل پشت دوچرخه ، موتور و يا چهارپايان را دارد . خورجين حمل بار براي اسب ، « هورسبان » و خورجين بار براي الاغ « هور » ناميده مي شود . عرض اين دستبافته بين 30 تا 90 بوده و به صورت قواره اي بافته مي شود .
36 – پلاس بافی :
اين فرآورده به ابعاد 250× 350 سانتيمتر توليد مي شود و در توليد آن از نخ پنبه اي نمره 2 جهت تار و نخ پنبه اي نمره 5 به مصرف پود مي رسد . توليد ساليانه يك صنعتگر بافنده به طور متوسط 150 تخته پلاس به اندازه هاي ذكر شده ، بوده است . متأسفانه در حال حاضر به دليل عدم بازار فروش مناسب براي اين نوع محصولات و عدم استقبال جهت فراگيري و آموزش اين صنعت تقريباً نيمه فعال و رو به منسوخ شدن است .
37 – قندچین سازی :
در حال حاضر توليد اين نوع فرآورده تنها در منطقه هاي تفت ( نير ـ سخويد ) ، ندوشن صورت مي پذيرد . اين نوع توليدات ، توليداتي از رشته آهنگري سنتي مي باشد .
از ابزار و وسايل كار در اين رشته مي توان به نورگري ، گاز ريز طلاچيني ،دم گرد ، دم پهن ، ورجه اشاره نمود . متأسفانه به دليل عدم بازار فروش در سطح استان و عدم استقبال جوانان و ساير اقشار براي فراگيران اين هنر ـ صنعت كه موجب شده اين هنر نيمه فعال به شمار آيد و رو به منسوخ شدن برود .
منابع و مأخذ :
- فروهر نو ماه : گزارش وضع دستبافان يزد
- راسخ ، حسن بيگي ، رسولي با همكاري سيد صدر ، نساجي سنتي
- حبيب ا.. علي پور ، سيماي اقتصادي استان يزد ( يزد، سازمان برنامه وبودجه استان يزد ـ 1363)
- حسين ياوري ، آشنايي با پارچه ( تهران ،سازمان صنايع دستي ايران ـ 1368 )
- حسين ياوري ، آشنايي با هنرهاي سنتي ( تهران ـ مؤسسه صباي سحر ـ 1382 )
خارج شده است
مسئول سيستم
مدیر سایت
کاربر فعال
امتیاز: 0
آفلاین
جنسيت :
تعداد ارسال: 177
پاسخ : // مــوزه مـجــازي صنايع دستي و هنرهاي سنتي //
«
پاسخ #6 :
2010-05-09, 05:42:38 »
بازديد مجازي از کارگاه احرامي بافي ، ترمه بافي ، دارايي بافي و کاشي سازي در گردشگري مجازي »» شهرستان يزد
http://yazdchto.ir/virtual/fa/cities/yazd/scene/dar/index.html
«
آخرين ويرايش: 2012-03-15, 16:24:14 توسط مسئول سيستم
»
خارج شده است
صفحه: [
1
]
بالا
چاپ صفحه
« قبلی
بعدی »
پرش به :
لطفا یک قسمت را انتخاب کنید:
-----------------------------
انجمن اداره کل ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري يزد
-----------------------------
=> قوانین و مقررات انجمن
=> نظرات شما / اطلاعيه هاي ما
=> پیشنهاد ساخت مجموعه جدید و اشکالات انجمن
-----------------------------
تالارهای تخصصی انجمن
-----------------------------
=> میراث فرهنگی
===> اماکن تاریخی و فرهنگی
===> آثار ثبتی
=> گردشگری
===> جاذبه های گردشگری
===> تاسیسات گردشگری
=> صنایع دستی
===> آموزش مجازي
=> انجمنهای دوستدار و حامی
=> توسعه مديريت
-----------------------------
تالارهای جانبی انجمن
-----------------------------
=> معرفي استانهاي کشور
=> فرهنگ ، هنر و ادبیات
=> عضو جدید
=> گفتگوی ازاد / متفرقه
درحال بارگزاری ...